معرفی محصول
کتاب **«آب گوارا»** اثری معنوی و پژوهشی در حوزهی **معرفت امام زمان (عج)** و جایگاه انسان منتظر در دوران غیبت است. این کتاب با بیانی لطیف و تحقیقی، سیر معرفتی انسان نسبت به **امام حیّ زمان** را از شناخت و محبت تا شکر، دعا و انتظار تبیین میکند و میکوشد کام دل خواننده را با جرعهای از آب معرفت زلال آن حضرت سیراب سازد.
—
### 📘 **مشخصات کلی کتاب**
– **موضوع:** مهدویت، عرفان و اخلاق اسلامی
– **محورها:** معرفت امام، غیبت و غربت امام عصر، شکر نعمت ولایت، انتظار فرج، دعا در حق امام زمان (عج)
– **سبک:** تحقیقی ـ معنوی با نثر ادبی و استدلالی
– **مخاطب:** علاقهمندان به مباحث مهدویت، سلوک دینی و عرفان شیعی
—
### 🌿 **درونمایه و ساختار اثر**
کتاب در قالب پژوهشی تأملبرانگیز سامان یافته و از مباحث عقیدتیِ خشک فاصله دارد؛ بلکه در پی آن است که **رابطهی قلبی و معرفتی انسان با امام زمان (عج)** را زنده سازد. در این مسیر، نویسنده از قرآن، روایات، و سخنان اولیای خدا بهره برده است.
**بخشهای اصلی کتاب:**
1. **معرفت امام:** تبیین ضرورت شناخت امام به عنوان شرط ایمان و نجات؛ «مَن ماتَ و لم یعرف إمام زمانه ماتَ میتةً جاهلیة».
2. **غیبت و غربت:** تحلیل فلسفهی غیبت و مظلومیت حجت الهی در روزگار ما، و وظایف مؤمن در دوران فراق.
3. **شکر نعمت امام:** یاد
- فهرست مطالب
- پیش گفتار
- بخش اوّل: معرفت امام عصر علیه السلام
- فصل اوّل: اهمیّت و جایگاه معرفت امام علیه السلام
- فصل دوم: شناخت اوصاف امام علیه السلام
- فصل سوم: غیبت امام عصر علیه السلام
- فصل چهارم: غربت امام عصر علیه السلام
- بخش دوم: وظایف ما در برابر امام عصر علیه السلام
- فصل اوّل: لوازم معرفت امام عصر علیه السلام
- فصل دوم: شکر نعمت امام عصر علیه السلام
- فصل سوم: انتظار فرج امام عصر علیه السلام
- فصل چهارم: دعا برای امام عصر علیه السلام
بخشی از کتاب :
فصل چهارم: غربت امام عصر علیه السلام
اشاره
یکی دیگر از ویژگی های امام عصر علیه السلام غربت ایشان در زمان غیبتشان می باشد. در این فصل می خواهیم با بیان معانی مختلف غربت، ابعاد این ویژگی را بررسی کنیم.
معنای اوّل غریب
اشاره
«قدر ناشناخته بودن» یکی از معانی رایج غربت است. اگر معرفتی که شایسته و بایسته شخصی است، وجود نداشته باشد، او را می توان «غریب» دانست. به عنوان مثال، اگر مردم با پزشک ماهری زندگی کنند، ولی او را نشناخته، به کمالات و تخصّص و ایمان و دلسوزی او آگاه نباشند و با او مثل یک فرد بی سواد برخورد کنند، اصطلاحاً به آن پزشک، «غریب» گفته می شود. از طرفی ممکن است مردم به تخصّص و تعهّد او آگاه شوند، ولی قدر او را نشناسند و قلباً به او اعتقاد نداشته باشند و در مقابل به پزشکان دیگری که این تعهّد و تخصّص را ندارند، اعتماد کنند. در این صورت از هم این پزشک «غریب«» مانده است.
حال فرض کنید که این پزشک، در علم فقه هم متخصّص باشد، در این صورت انتظار می رود که وقتی صحبت از فقه می شود، او را در زمره فقها برشمرده، به عنوان یک فقیه برای او حساب باز کنند. در غیر این صورت، حقّ او ادا نشده است.
به این ترتیب، هرچه کمالات فرد بیشتر و فراگیرتر باشد، ضرورت شناخت او ملموس تر می شود. هرکدام از ویژگی های برجسته اش که – به طور اختیاری یا غیر اختیاری – مورد توجّه واقع نشود، از آن جهت قدر ناشناخته و غریب می ماند.
به همین ترتیب، اگر یک واسطه خیر شناخته نشود و مردم ندانند که نعمت ها و برکات از جانب چه کسی به آن ها رسیده است، به سبب این نادانی، شکر نعمت او را چنان که شایسته است، ادا نمی کنند و لذا او «غریب» می ماند.
از طرف دیگر، اگر ولیّ نعمت شناخته شود، ولی به خاطر بی توجّهی یا به عمد، از او قدر شناسی لازم نشود، کفران نعمت صورت گرفته، این کفران نعمت به نوعی دیگر، به غربت او می انجامد.


نقد و بررسیها کاربران