نسیمی از کوثر

توضیحات کوتاه
نویسنده : مهدی صدری تعداد صفحات : 39 مدل و سایز : رقعی شومیز

قیمت اصلی: 22/000 تومان بود.قیمت فعلی: 21/000 تومان.

  • تحویل اکسپرس
  • پرداخت در محل
  • هفت روز ضمانت بازگشت
  • ضمانت کالا
  • پشتیبانی آنلاین

معرفی محصول

کتاب ” نسیمی از کوثر ” اشاره ای به فضائل فاطمه زهرا عليها السلامو چند گوهر نورانی از سخنان آن حضرت است.

 

عناوين اصلي كتاب نسیمی از کوثر شامل:

فضائل حضرت فاطمه علیها السلام؛

گلچینی از کلمات نورانی حضرت زهرا علیها السلام؛

سخنان هنگام ولادت؛انتقال نور بهشتی؛صلوات بر فاطمه علیها السلام؛ دانش الهی؛

خوشبخت واقعی؛ تقسیم بهشت و دوزخ !؛ غدیر را فراموش کردید؟!؛

امامان بر حق؛ تنها راه بهشت؛ ارزش محبت اهل بیت علیهم السلام؛ شفاعت از دوستان؛

بهترین حالات زن؛ احسان به سادات؛ تغییر سر نوشت؛ برنامه پیش از خواب؛

کینه های نهفته؛ بخشی از وصیت گلایه آمیز حضرت فاطمه علیها السلام؛ مباحث و نکات؛

نکات  18 حدیث از آن حضرت

بخشی از این کتاب : 

17. ابو بکر و عمر از امیر مؤمنان علیه السلام خواستند که به عیادت فاطمه علیها السلام بروند و حضرت پذیرفت، هنگام ملاقات، فاطمه علیها السلام – بدون آن که پاسخ سلام آن ها را بدهد! – فرمود: آیا نشنیدید که پدرم فرمود: فاطمه پاره تن من است، هر کس او را بیازارد مرا آزرده، و آزار من آزار خداست؟!

هر دو گفتند: چرا شنیدیم. فرمود: به خدا شما دو نفر مرا آزار دادید. 

و بنا بر نقل اهل تسنن فرمود: خدا و فرشتگانش را شاهد می گیرم که شما مرا خشمگین ساختید، شکایت شما را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواهم برد.

و به ویژه به اولی فرمود: در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین می کنم. 

18. نباید بر جنازه من امتی نماز بخواند که پیمان خدا و پیامبر و شوهرم علی را شکسته و میراثم را به زور به یغما بردند. نامه فدک را پاره نموده و شاهدانی را که اقامه نمودم، تکذیب کردند.

امیر مؤمنان مرا با حسن و حسین علیهم السلام به در خانه آن ها برده و آن ها را به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سوگند می داد که دست از ستم بر ما بر داشته و حق ما را باز گردانند (و در مقابل ستمگران از ما حمایت نمایند)، آن ها شب وعده نصرت و یاری می دادند، ولی روز وعده هایشان را فراموش و به ما پشت می کردند.

( غاصبان خلافت ) قنفذ و خالد را فرستادند تا شوهرم علی را به زور از خانه بیرون برده و از او بیعت گیرند؛ هیزم بر در خانه ما آورده و در را به آتش کشیدند؛ من دو لنگه در را گرفته بودم که آن ها داخل خانه نشوند و به آن ها گفتم که شما را به خدا و پیامبرش سوگند ! دست از ما بر داشته و ما را رها کنید در این حال عمر تازیانه را از دست قنفذ گرفته و آن چنان بر بازویم زد که اثر آن بر بازوی من نقش بست، او چنان با لگد بر در زد که در به رویم فرود آمد و من بر زمین افتادم. در حالی که آتش زبانه می کشید او داخل خانه شده و (بی رحمانه) سیلی به صورتم زد که گوشواره ام به زمین افتاد من باردار بودم ناراحتی زایمان آن چنان بر من فشار آورد که جنین خود را سقط نموده و محسن بی گناهم کشته شد.

حال چگونه اجازه دهم که این مردم بر جنازه من نماز بگزارند ؟! خدا، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و من از این مردم بیزاریم

نقد و بررسی‌ها کاربران